تبلیغات
احمد قدرتی پور Ahmad Ghodratipour - تکه ای از نمایش الو عزرائیل (دلیگانی)
پنجشنبه 31 فروردین 1391

تکه ای از نمایش الو عزرائیل (دلیگانی)

   نوشته شده توسط: احمد قدرتی پور    نوع مطلب :ادبیات نمایشی و سینمایی ،


تکه ای از نمایش الو عزرائیل (دلیگانی)

تکه ای از نمایش الو عزرائیل (دلیگانی)که پس از چندسال کار نوشتن و تربیت بازیگر و تمرین ، و تایید متن ،ارشاد اسلامی اصفهان و گروه به اصطلاح بازبین (بگو گروه ممیزی و.....)اجازه ی اجرا ندادند. گفتند جلوی قدرتی پور را از هم اکنون بگیرید ک فردا دیر است .این تلخ را نوشته ام که در فرصت خود دراینجا و....خواهد آمد.....

صدای پیرمرد : (می خندد) میدونی چیه ؟ ... تو در واقع زدی به سیم آخر ... كارت تمومه.آخر این چه وضعیه برا خودت درست كردی مرد؟ ! كی می خوای به خود بیایی ؟! كی می خوای از این خواب خرگوشی بیدار بشی ؟! هان ؟!
دلیگانی : (مبهوت) هان ...؟! ... بله ... بله ...خواب .... آخه ... آخه میدونی ...
صدای پیرمرد : (كمی عصبانی) ببین! .... تو پاك گیج شدی. حواست نیس. نمی دونی كجایی ... میدونی ؟
دلیگانی : نه ... نه ... نمیدونم ... باور كن نمیدونم ... اما آخه چیكار كنم ؟... تو بگو!
صدای پیرمرد : (با تعجب) من ... من به تو بگم چیكار كنی؟! ... (پوزخند می زند) آقای استاد محترم ما رو!! ... پس چی شد؟! چی شد آن همه تز و رهنمود و راه حل های شگفت انگیز كه از توی گنجینه ی بی بدیل نظریه پرداز شما بیرون میومد؟
دلیگانی :‌ (مبهوت) آری ... كجا شد ... كجا شد آن حقیقت نا باور.... كجا شد آن .....
صدای پیرمرد : (عصبانی) بس كن بس كن این رویاهای كذا وكذا رو ....(آرام) ببین اینا همه ش خوبه ... خوبه ... اما دردی از این دردهای بی پایان تو رو دوا نمی كند ... می فهمی ؟! گره ای رو برات باز نمی كند...
دلیگانی : آخه ... مگه من از این دنیا چی می خوام ...هان ؟!
صدای پیرمرد : ‌ببین ! شاید مشكل تو و امثال تو همین جاست كه شاید چیزی نمی خواید ... از این دنیای لعنتی به زعم تو، از این دنیای لعنتی باید چیزی خواست ... اما ... شاید ... شاید تو بهتره باشه بری بمیری ... آره .... شاید این تنها راه حل تو باشه ...
دلیگانی : (متفكر و كنجكاوانه) چه طور .... ؟ یعنی ....
صدای پیرمرد : (می خندد) چه طور نداره .... خیلی راحت ....
دلیگانی : (با استرس و اما خندان) اون وقت ... مردم .... مردم چی میگن...
صدای پیرمرد : مردم .... مردم .... دست بردار...
دلیگانی : از كی؟... از خودم ؟...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر