تبلیغات
احمد قدرتی پور Ahmad Ghodratipour - آنکس که شمشیر بر سر علی فرود آورد
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

آنکس که شمشیر بر سر علی فرود آورد

   نوشته شده توسط: احمد قدرتی پور    نوع مطلب :ادبیات نمایشی و سینمایی ،


آنکس که شمشیر بر سر علی فرود آورد
"ابن ملجم"
دیگر در دیار اسلام یگانه نیست!
قسمتی از نمایشنامه " مجلس ضربت زدن " نوشته بهرام بیضایی

قطامه: هراس تو از چیست پسر ملجم - از شجاعتش؟ مگر او بنده پاك خدا نیست؟ و مگر چون پیشانی به خاك عبادت می‌ساید بسیار نمی‌ماند؟ چه فرصتی نیكوتر؟ شمشیر پنهان كن،‌ و به مسجد كوفه برو؛ به زاویه او! گوشه‌ای بخز، و جانوران طبعت را بیدار كن و بر او بگمار! در كمین باش؛ و چون سر بر زمین نهاد،‌ تنها تو حاكمی و شمشیر!
ابن ملجم:‌هاه؟
قطامه: می‌گویند اهل تظاهر نیست. پس به خلوتی نماز می‌كند دور از چشم. و می‌گویند از اسراف در مال جماعت بیزار است. پس شمع خاموش می‌كند. می‌بینی؟ نیكی‌های وی به سود توست. نیكی‌های وی همیشه به سود دشمنانش بوده! خدا نیز البته جایی در همان نزدیكی است. و اگر از كار تو ناخوشنود بود علامتی خواهی دید. اگر شمشیرت چوبین شد، یا دستت سنگ؛ اگر او به وقت نیامد، یا در حصار جماعت سجود كرد، علامت نیكویی است. نه؟
...
***
نویسنده (متن در دستش ) : من كجا هستم؟ حقیقت من كجاست؟ روزگاری ساكن شهری بودم؛ و اینك قرنهاست سرگشته بیابان خضر الیاسم! _ شما مرا از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. خون از شمشیرم چكاندید و سرهای دشمنان به تیغ ذوالفقارم بریدید! قلعه‌گیر و خندق‌گذار و معجزه‌سازم كردید! شاه مردان و شیر خدا گفتید! از زمینم به چهارم‌آسمان بردید! به خدایی رساندید! پدر خاك و خون خدا خواندید! در شهر علمم خواندید و از آن به درون نرفتید! شما با من چه كردید؟ ... وای بر آن‌كه برده كند، و آن‌كه بردگی خواهد! وای بر آن‌كه نام و خون كسی را نان و آب خود كند! شما با من چه كردید؟ سوگند خوردید به فرق شكافته من برای رواج سكه‌های قلبتان! به ذوالفقار خون‌چكان برای كشتن روح زندگی! و اشك ریختید بر مظلومیت من تا ساده‌دلان را كیسه تهی كنید! ... صبر كردم صبر، چون كسی كه خار در چشم و استخوان در گلو دارد _ به سالها! ... آنها كه خود را به من می‌بندند، كاش آزادم كنند از این بند! _ آنها كه سوار بر مركب روح ساده‌دلانند! آنها كه لاف جنگ می‌زنند با دشمنان خیالی در دیارات خیال؛ و هرگز نجنگیدند با دشمن راستین كه در نهاد خویش می‌پرورند برای جنگ با حقیقت! ... شما با من چه‌ كردید؟ بزرگم كردید برای حذفم! راستی كه من انسان بودم پیش از آن‌كه به آسمان برین برانیدم! چنین است كه صحنه‌ها از ابن ملجم پر است و از علی خالی! _ شما دوستداران من با من چنین كنید، دشمنانم چه باید بكنند؟



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر