تبلیغات
احمد قدرتی پور Ahmad Ghodratipour - درد دل های افسردگی


درد دل های افسردگی
------------------------------- احمد قدرتی پور

نمی دانم بگویم یا نگویم این درد دل هایی را که حتا نامی برای شان نمی یابم . نمی یابم جز « درد دل های افسردگی » یا چیزی در همین مایه ها ....
حدود پنج سالی که توی زندان جمهوری اسلامی بودم یک نکته ی خیلی مهم را فهمیدم . این که زندانی جمهوری اسلامی بودن و انسان ماندن کار هر کسی نیست . من از این زندان ها بسیار دیده ام و همه جوره اش را تجربه کرده ام و چه تجربه های هولناک و گاه افسرده کننده ای که داغ و درفش ش برایم مهمانی مامان بود . پس تکلیف م روشن است با خودم و شما که نمی خواهم امروزم را به حساب آن روزها که نه قهرمان بودم برای امروزم و عکس های یادگاری و مرور خاطره ها و .... چنان که دانم و دانی و دانند ، مگر من و مایی به فریب خود و دیگران بی خبر آمده باشیم . در زندان سیاسی نان و حلوا خیر نمی کنند . هر کس حتا به مدت یک روز و به شدت یک سیلی به هر حال رنج برده است و قهرمان و یا ضد قهرمان کنش و واکنش خویش ست . حرف و درد من این ها نیست و برای م پشیزی ارزش ندارند که هم اینک در زندان و رنجی جان کاه ترم در این زندان بزرگ تر . مگر من با آزادی م مثلن چه چیز به دست آوردم که در آن جا نداشتم . من با آزادی از آن زندان نه تنها چیزی به دست نیاوردم که بسیار هم از دست دادم . فکرش را بکن ! تو این طور فکر نمی کنی ؟ خاطره های ت را داری ؟ ترس های ت و دردها و آرمانی را که شعار نبودند و دکان سه نبش که در پستوی ش بعد از نوشیدن تلخاب ناب استفراغ شان می کنی ؟! تو در آن جا اگر یک لحظه تردید می کردی کارت تمام بود و با سر به مستراح وادادگی فرو می افتادی و نیفتادن کار هر کسی نبود که به مستراح افتادگان بیش از دیگران نیفتاده شعار می دادند و هنوز می دهند . دانم و دانی چرا .... این بماند تا بعد ....
این بگویم اما که شعارها و باورهای ت را زندگی کن تا خودت را باور کنی ، حتا اگر دیگران ت در انکار تو باشند . دوست تان دارم اما افسرده ام از خودم و شما نیز ... ما نه آنیم که می نمائیم ...



دنبالک ها: google ، yahoo ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.